ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )

30

اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )

نيروهاى كمكى براى تقويت دفاع قزوين به آن صوب فرستادند . گفته مىشد كه روسيان در تسليم قزوين پافشارى دارند و در اين حال بخشى از قسمت علياى گيلان را از دست تركان گرفته‌اند . در ژانويه 1729 آشكار شد كه در گيلان با روسيان پيمان صلح به امضاء رسيده اما هنوز اسناد و مداركى مبادله نشده است . نيز گفته مىشد كه يك ايلچى از سوى طهماسب ميرزا با هدايائى براى سردار روس به گيلان آمده كه مأموريت او دانسته نيست . شايعات گوناگونى دربارهء فعاليت‌هاى طهماسب ميرزا در ايران رايج بود . هلنديان نمىتوانستند راست يا دروغ آنها را دريابند . در واقع در گمبرون احساس مىشد كه شاهزاده مرده است يا در منتهاى مراتب مانند مدعيان آواره و دربدرى است كه حرف مىزنند و هيچ كارى نمىكنند . از اين رو هلنديان احساس مىكردند كه در ميان مدعيان پادشاهى بهترين فرد سيد احمدخان است زيرا كه دست كم كارهاى مفيدى انجام داده بود . و گرنه انسان ناچار بود كه شايعات بيشمار مربوط به طهماسب ميرزا را باور كند . يكى از اين شايعات اين بود كه طهماسب ميرزا با از دست دادن نه هزار تن از جنگجويان خود افغان‌هاى ابدالى را شكست داده و هفده هزار تن از ايشان را كشته است . گفته مىشد كه در اثر اين شكست حسن‌خان برادر محمود به بندگى شاهزاده گردن نهاده و با كوتوال پيشين بم به دستور شاهزاده به كرمان رفته است . اما هلنديان به درستى اين شايعه سخت مشكوك بودند ، به خصوص كه اطلاعاتى از لون ديگر از كرمان دريافت كرده بودند . شايعهء امضاى پيمان صلح شاهزاده با روسيان به پادرميانى وختانگ ميرزا اعتبار بيشترى داشت . اين شايعات با زمزمه‌هاى مربوط به ورود طهماسب ميرزا به استرآباد پايتخت طايفهء قاجار تقويت شد . اما زمزمه‌هاى ديگرى داير بر هجوم پنجاه هزار ازبك به خراسان و به زحمت زياد انداختن طهماسب ميرزا نيز شايع گشت . همچنين گفته مىشد كه طهماسب ميرزا نامه‌هائى به كمپانى هلند فرستاده و خواسته كه آن نامه‌ها را